گروه رستاک (قزوین)

پنجشنبه شب (90/03/26) جای شما خالی با گروه موسیقی رستاک رفتیم قزوین . کنسرت توی یکی از سالنهای نمایشگاه بین اللملی قزوین اجرا شد. قزوینی ها خوب استقبال کردندو گروه هم اجرای خوبی داشت.مثل همیشه صمیمی و دوست داشتنی .

صنایع دستی

نمایشگاه صنایع دستی تا روز جمعه در مصلی تهران برقرار است . محیط هنری خوبی است به دیدنش می ارزه. خواستید یه گونی پول هم ببرید فروش آزاده.

روز پدر


سرمد کاشانی


میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت

پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت

بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس و دادگری داشت

یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت

در معرکه عشق که پیکار حیات است
مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت

(سرمد) سر پیمانه نبود این همه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت


سرمد کاشانی

در




آسایش : آشاقی تنگه



تهران : نیاوران

خانه هنرمندان

فضای خاص هنری خانه هنرمندان به انسان آرامش میده و اونجا از هر قشر هنری و با سن های مختلف میشود دید.

استاد سید علی صالحی

امروزمون هم بااستاد سید علی صالحی با شعر و شاعری گذشت و چه روزی بود.

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

کوچه باغ

آب بازی

امروز هم کار ما شد آب بازی با دوستان توی باغ به یاد دوران ماضی . جای شما خالی خیلی حال ناک بود.

دماوند

عکس قله دماوند که توسط ناسا ثبت شده است.(از دست این کفار)

روستای آسایش (پاناروما)

باغی آتش گرفته درچشمت، شاه توتی است پاره ی دهن ات

دشمنی نیست بین ما الا، پوشش بی دلیل پیرهن ات

پشت در پشت عاشقت بودیم، من و شیراز و بلخ و نیشابور

تو بگو دفتر همه شعراست، گر سوالی کنند از وطن ات

کمرت استوای زن یعنی، سینه آتشفشان تن یعنی

مادرت کیست ، در کدام رحم؟ نقش بسته چم وخم بدن ات

می نشینم مگر تو رد بشوی، می دوم تا مگر که خسته شوی

می کشم امتداد راهی را، به امید در آن قدم زدن ات

تو قدم می زنی، قدم من را تو نفس می کشی هوس من را

هوس لا بلای هر نفسم، قفس سینه و نفس زدن ات

تو اگر مرغ عشق من باشی، بازوانم بدون شک قفس اند

واقعاً حیف اگر که این آغوش، تنگ باشد برای پر زدن ات

شرح یک روح در دو تن حرف است، داستان دو روح و یک تن را

می نویسم اگر شبی تن من بخورد لحظه ای گره به تن ات

می روی هات را نمی بینم، نیستی هات را نمی خوابم

خواب و بیدار عصر هر شنبه می نشینم به شوق آمدنت
محمدرضا رستم بیگلو

ماهیگیری

همه ی ما
فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده ایم
که جهان را، بی جهت، یک جور عجیبی
جدی گرفته ایم...

سید علی صالی

روستای لک لر

روستای لک لر درنزدیکی ایستگاه راه آهن آتش بیک (کیلو متر 55 مراغه - هشترود)قرارگرفته وبا نظر کهریزی حدود 2 کیلومتر فاصله دارد. اهالی آن اکثراً کوچ کرده اند از ساکنین قدیمی آنجا مرحوم آشیق خانی بود که چند سال پیش فوت کرده است.این روستا همیشه در فصل بهار وپائیز میزبان لک لک های مهاجر می شود.البته امسال یک جفت بیشتر نبود.

گران ترین دوربین

این یک دوربین ۲۰۰ مگاپیکسلی نیست. بلکه یک دوربین عکاسی قدیمی Leica 0-series است که در سال ۱۹۲۳ تولید شده است. با وجود اینکه سنسور اش حتی از نوع CCD هم نیست اما با غرور لقب گران ترین دوربین عکاسی جهان را به خود اختصاص داده است. ‏
روز گذشته در یک حراجی این دوربین ۸۸ ساله با قیمتی فوق العاده توسط یک مشتری خریده شد تا یک رکورد جدید در قیمت دوربین های عکاسی به ثبت برسد. به نظر من بد نیست شما هم در انباری قدیمی خانه پدربزرگ نگاهی بیاندازید شاید یک دوربین عتیقه گران قیمت در آنجا پیدا کردید. ‏

سرویس طلا

منبع عکس : یافت نشد

به این میگن سرویس طلا ، بیچاره مرده گوشاش شده عین آینه مینی بوس . یه ضرب المثل چینی میگه :

رشیده تراختور اولاسان بو کیشیه آرواد

گنبد سلطانیه

برگشت از آذربایجان (گنبد سلطانیه)

فصل زایش

فرزند گندم به روایت تصویر

ما هم به خاک می نگریم نه به آسمان،که در آسمان  هر چه نگاه کردیم جز آلودگی هیچ نیافتیم

"تضمینی از جغرافیای زخمی"

عملیات بیت المقدس

روزهای بیت المقدس نمی دانم یادش بخیر یا به شر

جن قیه سی

فک کن سلیم و تقی و من سه تایی با موتور رفتیم تا قله جن قیه . کوه نوردی به سبک پست مدرنیسم چه حالی داد . با این بچه ها انقدر آدم راحته که اصلاً فکرش نمی کنی . البته احدآقا دلش سوخت بهمون مرخصی داد خدافردا رو بخیر کنه.

دامداری در آسایش







قسمتی از فعالیت های ساکنین روستای آسایش دامداری سنتی است فرق هم نمی کنه مهمون باشی یا صابخونه مهندس باشی یا سردفترکارنکنی نون خبری نیست . عکس بالارو هم گذاشتم تا بعضی ها حالشو ببرن.

کباب با اعمال شاقه









به مبارکی پایان خدمت سربازی آقا بهنام (مهندس) باباش یه دونه گوساله زده بود زمین نه که بهنام توی خدمت خیلی به زحمت و عذاب افتاده بود باباش اینا خلاصه تحویل بازار بود حسابی !!!!!!!! به ما هم کباب رسید با اعمال شاقه.شاقه میگم یه چیزی می شنوفیدا.

رنگین کمان

روز 89/02/29 پنج شنبه در راه عزیمت به آذربایجان علاوه بر عوارض اتوبان که کمرشکن شده دچار شدم به عوارض طبیعی مانند تگرگ و باران های موسمی خرم دره که همه را عین یک مرد دنیادیده رد کردم و حال کردم با رنگین کمان بعد تگرگ و غروب بعد از باران. فک کن.